على ربانى گلپايگانى

211

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

مىدانند . اعتراف به ظلم بر نفس ( ظلمت نفسى ) و تجرى نسبت به خداوند ( و تجرأت تجهلى ) و طلب استغفار از خداوند از كسانى چون امام على عليه السّلام همگى از اين قبيل است ، و ربطى به گناه و جهالت به معناى معمول آن در مورد افراد عادى ندارد . حاصل آن‌كه در مورد پيامبران و ديگر معصومان گناه به معناى ترك واجب و فعل حرام راه ندارد ؛ آنچه در مورد آنان قابل تصور و تحقق است ، دو چيز است ، يكى ترك اولى ، ديگرى اعتراف به ناتوانى اداى شكر نعمت‌هاى الهى و حق عبوديت خداوند آن‌گونه كه او شايستگى آن را دارد . دو مطلب يادشده نسبت به پيامبران الهى متفاوت است ، چراكه پيامبران از نظر مقامات و مراتب عالى معنوى درجات متفاوتى داشته‌اند ، تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ « 1 » و بر اين اساس است كه گفته شده است « حسنات الابرار سيّئات المقربين » . در دعاى عرفه سيد الشهداء عليه السّلام آمده است : « يا من البس اولياءه ملابس هيبته ، فقاموا بين يديه مستغفرين » « 2 » ، اى كسى كه جامه‌هاى هيبت و عظمت خود را بر قامت اولياء خويش پوشاندى ، بدين جهت آنان در پيشگاه تو دست به استغفار برداشته‌اند . نكته ديگر اين‌كه گاهى نيز تعابيرى كه بر معصيت و گناه دلالت دارد و متوجه انبياء الهى شده است ، از قبيل : « اياك اعنى و اسمعى يا جارة » است ، يعنى مقصود

--> ( 1 ) . بقره / 253 . ( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 350 .